
گروه دین و اندیشه مرکز فرهنگی رواق | رواق من با بهره گیری از یافته های میدانی از تجربیات یک تحقیق علمی متن ادبی زیر را آماده نموده است که به شما مخاطبان گرامی تقدیم می نماییم

آزادی!
مِیدانی که انسان تمایل دارد به سمت آن قدم برداشته و آزاد و رها از هر چیزی که تا بحال محدودش کرده، هر کاری را که تا بحال دلش می خواسته، انجام دهد.
رها از محدودیت مکان
رها از محدودیت زمان
رها از محدودیت مالی
رها از محدودیت جنسیت
رها از محدودیت عقاید
رها از محدودیت ارزش ها
آزاد و رها!
مثل بادبادک! که باد زیر پر و بالش می افتد و به هر طرفی که دوست دارد می رود!
انسانِ امروز، خسته از محدودیت ها، سرکوفت ها، عذاب ها، ظلم ها، بی عدالتی ها و بی اخلاقی ها در پی کورسوی نجات، به هر دری پناه می برد تا شاید گمشده اش را پیدا کند و چون پیدا نمی شود به سیم آخر می زند و دیگر می خواهد آزاد باشد!
با رواق من در رواق اندیشه بمانید!
بعضی می خواهند آزاد باشند تا دیگر کسی برایشان تصمیم نگیرد!
بعضی می خواهند آزاد باشند تا از لذات موجود در محیط شان لذت ببرند!
بعضی می خواهند آزاد باشند تا دنیای جدیدی بسازند که در کنار آزادی محدود هم نباشند!
بعضی نیز می خواهند آزاد باشند تا شاید قبل از مرگ از این دنیا به بهترین وجه استفاده کرده باشند!
بعضی نیز می خواهند از گذشته ای که ساخته اند فرار کنند و آزادی، بهترین میدان است برای آنها!
و همینطور بعضی دیگر با نیت های مختلف در پی آزادی هستند، حتی اگر بعضا از این آزادیِ بی قید و شرط ضربه هایی خورده باشند، باز معتقدند می ارزد این آزادی به آن محدودیت!
مثلا فکر کنید دوست دارید آزادانه مثل یک کبوتر از بالای ساختمانی بپرید؛ هنوز از ساختمان جدا نشده، قوه جاذبه شما را با شدت می کشد و با خوردن به زمین احتمالا استخوان ها شکسته و مغز و بدن متلاشی می شود.
یا اینکه دوست داریم از ابتدای روز هر چیز که میل کردیم را بخوریم؛ از کافه ابتدای صبح شروع و بعد حلیم و بعد آب پرتقال و بعد هم هندوانه ای خنک و سپس چیپس و بعد چای و برای ناهار هم پیتزا و نوشابه و همینطور تا شب ادامه داشته باشد. آخر شب چه اتفاقی برایمان می افتد؟
یا اگر بیمار بودیم، با رعایت نکردن پرهیز دارویی یا غذایی یا خوراکی و آزادی در خورد و خوراک چه بلایی سرمان می آید؟
و یا اینکه در کشوری آزادانه رانندگی کنیم؛ مثلا دوست داشته باشیم اتوبان را برعکس برانیم، یا با سرعت بیش از حد رانندگی کنیم و یا اینکه دوست داشته باشیم، در جاده ای کوهستانی و دوطرفه، دائما سبقت گرفته و با سرعت زیاد از زندگی لذت ببریم!
یا کودک را به حال خود رها کنیم و کودک آزادانه بخواهد به هر چیزی دست بزند، هر چیزی بخورد، هر چیزی را امتحان کند!
یا فرزندانمان را آزاد بگذاریم در منزل هر کسی هر کاری دوست دارد بکند! هر ساعتی دوست دارد، بیدار شود، هر ساعتی دوست دارد بخوابد، هر چیزی دوست دارد بخورد، هر جایی دوست دارد برود، با هر کسی دوست دارد دوست شود حتی یک فرد معتاد یا منحرف جنسی، هر ساعتی برود و هر ساعتی بیاید!
با رواق من در رواق اندیشه بمانید!
در همه این آزادی ها، بعد از انتخاب نوع آزادی، نوع آسیبی که به خود و دیگران خواهیم زد نیز مشخص خواهد شد! آزادی در پریدن از بلندی، مرگ یا شکستن استخوان، آزادی در خوردن خوراکی های مختلف و متنوع آسیب به معده و فشار خون و قند و…، آزادی در مصرف دارو یا عدم پرهیز دارویی بدتر شدن بیماری و رانندگی بدون محدودیت تصادف یا پرت شدن از کوه و مرگ سرنشینان و آسیب به خودروهای روبرویی را در پی خواهد داشت!
تبعات آزادی کودکان و فرزندان را نیز بعضی تجربه کرده و بعضی احتمالا در حال تجربه کردن هستند!
قوانین طبیعی، قوانین بهداشتی و قوانین اجتماعی بخشی از چالش هایی است که در دنیای امروز بر سر راه آزادی های بی قید و شرط موجود بوده و برای همه انسان ها با هر درجه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکسان است.
با این تفاسیر باید پرسید:
آیا جوامع مختلف می پذیرند بدون قانون حکومت کنند؟
آیا انسان ها بدون قانون می توانند در راستای تمایلات و خواسته هایشان در کنار هم زنده بمانند و زندگی کنند؟
مرز آزادی کجاست و چه کسی آن را تعیین می کند؟
این دنیا با این نظم و ترتیب طبیعی آیا به حال خود رها شده و نظم و قانونی ندارد؟ اگر دارد، آن قوانین در کجا نوشته شده و کجاست؟
با رواق من در رواق اندیشه بمانید!